الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

9

تفسير مجمع البيان (فارسى)

زيرا در اين خصوص ، آنها از پدران خود تقليد مىكردند و بر نادانى خود اصرار داشتند و حاضر نبودند كمى بهتر فكر كنند . بعلاوه همينها مردم را از دين باز مىداشتند . ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ : اينها و نياكانشان ، اين سخن زشت را از روى جهالت مىگويند و دليلى ندارند . برخى گويند : يعنى آنها و پدرانشان به خداوند علم ندارند . كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ : چه كلمهء بزرگى از دهان آنها بيرون مىآيد ! سخن ، عرض است و داخل يا خارج نمىشود . اين قبيل استعمالات ، مجازى هستند . إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً : اين‌ها جز دروغ ، چيزى نمىگويند . فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً : اثر وجودى قوم تو چيزى جز تمرد و سركشى نيست . همينها هستند كه مىگفتند : تا چشمه‌اى از زمين براى ما نجوشانى ، ايمان نمىآوريم . شايد اگر به قرآن ايمان نياورند ، تو بر اين كار آنها دچار تأسف و اندوه شديد گردى و جان خود را بمهلكه اندازى . برخى گويند : يعنى تو نسبت به آنها مهر مىورزى و پس از مرگشان به حال زار آنها چندان تأسف مىخورى كه جان خود را به خطر اندازى . برخى گويند : يعنى بعد از اعراض و روى گردانى آنها دچار تأسف مىشوى و . . . ابن عباس و قتاده گويند : اسف ، يعنى خشم و غضب . بدينترتيب ، خداوند پيامبر خود را از اينكه : چندان بهدايت آنها دلبستگى داشته باشد ، كه اگر ايمان نياورند خطر مرگ او را تهديد كند ، مورد سرزنش قرار مىدهد .